جلب مهریه

قانون جدید زندان در خصوص مهریه و جدیدترین قوانین مهریه سال ۹۸

 

مهریه اگر مال معین نباشد که به مالکیت زن درآید چه در عقد دائم و چه در عقد موقت دینی است بر ذمه مرد و مثل هر طلب دیگری، طلبکار می تواند برای مطالبه آن به دادگاه رجوع کند در مهریه نیز زن می تواند برای مطالبه مهریه خود از طریق دادگاه خانواده و یا اجرای ثبت اقدام نماید.

مهریه مندرج در صیغه نامه ها عقد موقت هم اگر چه سند عادی است ولی فقط از طریق دادگاه دادخواست داده می شود و مطالبه می گردد.

میزان مهریه اهمیتی ندارد و اگر شوهر به میزان مهریه مالی به غیر از مستثنیات دین داشته باشد، زن می تواند از آن طریق مهریه را وصول نماید.

اگر شوهر مالی نداشته باشد می تواند برای پرداخت قسطی مهریه با توجه به میزان درآمد دادخواست اعسار از پرداخت مهریه تقدیم دادگاه کند
اگر شوهر مالی نداشته باشد، مهریه فقط تا ۱۱۰ سکه تمام بهار آزادی یا معادل قیمت آن ضمانت اجرای جلب دارد به بیان دیگر نپرداختن مهریه تا میزان ۱۱۰ سکه مواجه با جلب خواهد بود و اگر مردی یک دفعه و یا قسطی ۱۱۰ سکه را پرداخت نماید و بقیه مهریه را پرداخت نکند امکان جلب و زندانی کردن او میسر نمی باشد ولی اگر زن بتواند مالی از او به دادگاه معرفی کند می تواند باقی مانده مهریه را وصول نماید.

اگر حکم مهریه از دادگاه صادر شود و قطعی گردد پس از صدور اجراییه، شوهر یک ماه فرصت دارد که دادخواست اعسار از پرداخت مهریه به دادگاه صادر کننده رای مهریه بدهد اگر در ظرف مدت یک ماه از صدور اجراییه، دادخواست مذکور داده شود امکان جلب شوهر تا پایان تعیین تکلیف قطعی دادگاه در خصوص اعسار مهریه وجود ندارد بدیهی است که با قطعی شدن حکم اعسار اگر شوهر پیش پرداخت مهریه و یا اقساط را پرداخت نکند امکان جلب وجود دارد.

اگر زن مالی را از شوهر توقیف کرده باشد رویه محاکم خانواده به این صورت است که تا پایان برگزاری مزایده و تعیین تکلیف مال توقیف برای مابقی مهریه که بیشتر از مبلغ مال توقیف شده باشد تا سقف ۱۱۰ سکه، حکم جلب صادر نمی کنند. لذا چنانچه زن از طریق تامین خواسته مالی را از شوهر توقیف کرده باشد پس از قطعیت حکم و صدور اجراییه نیز نمی تواند جلب شوهر را از بابت مهریه دریافت کند.

ادامه مطالب

قانون جدید مجلس درباره پرداخت 14 سکه مهریه

عضو کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی از تدوین طرحی برای تعیین ۱۴ سکه به‌عنوان معیار محاسبه مهریه در محاکم قضایی خبر داد. این طرح در آذر 97 ارائه شده است

 

ابوترابی با بیان اینکه چندین هزار نفر به‌دلیل بدهی مهریه در زندان هستند، گفت: به همین دلیل نمایندگان به‌دنبال این هستند که با تدوین طرحی تعداد زندانیان مهریه کاهش یابد. در همین راستا نمایندگان طرحی را تدوین کردند که براساس آن تعیین ۱۴ سکه به‌عنوان معیار محاسبه مهریه در محاکم قضایی در نظر گرفته شود.

در این طرح پیش‌بینی شده که رئیس دستگاه قضا می‌تواند با صدور مجوز برای افرادی که به‌دلیل مهریه در زندان هستند به‌تناسب تورم و درآمد آنها، پرداخت مهریه را تعدیل کند. در این طرح پیش‌بینی شده افرادی که می‌خواهند در آینده ازدواج کنند با توجه به شرایط فعلی ۱۴ سکه بهار آزادی را به‌عنوان مهریه در نظر بگیرند که  این جایگزین ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده می‌شود.

نحوه دریافت به این صورت می باشد  : اگر خانمی برای دریافت ۱۴ سکه به محاکم قضایی مراجعه کند می‌تواند به‌طور مستقیم به اجرای احکام دادگستری مراجعه کند و فرآیند دادرسی حذف می‌شود و اگر مرد از پرداخت مهریه امتناع ورزد به مجازات حبس محکوم می‌شود .

ثبت مهریه بیش از ۱۴ سکه برای خانم‌ها محفوظ است و اگر خانمی خواست جدا شود باید آن را در بخش اجرایی سازمان ثبت اسناد و املاک به‌اجرا گذارد تا مرد ممنوع‌الخروج و برخی از خدمات اجتماعی محروم شود، اما زندانی نمی‌شود تا مهریه را بپردازد .

ادامه مطالب

نیم عشر دولتی

نیم عشر دولتی چیست ؟

عنوانی است که دولت در ازای اجرای حکم از شما دریافت می کند. نیم عشر دولتی یعنی یک بیستم کل مبلغ مهریه.

پرداخت نیم عشر دولتی معمولا برای خانم ها سخت یا غیر ممکن است. چرا که مبلغ ریالی مهریه غالبا عددی نجومی و سنگین است. متذکر می شوم که نیم عشر دولتی با هزینه دادرسی که در اول طرح دعوا از شما درخواست می شود فرق دارد چرا که نیم عشر دولتی هزینه اجرای حکم است نه رسیدگی. لذا پس از قطعی شدن حکم و پس از درخواست اجرای حکم از شما مطالبه می شود.

ادامه مطالب

طلاق غیابی

طلاق غیابی بدون مرد

هرگاه دادگاه به تقاضای زن حکم طلاق را صادر نماید، چنانچه شوهر حسب اجرای حکم در دفتر طلاق حاضر نشود، دادگاه نماینده‌‌ای را به دفترخانه به نمایندگی از شوهر برای اجرای صیغه طلاق معرفی می‌‌نماید.

همچنین طلاقی که از طرف دادگاه به تقاضای زوجه به علت عسر و حرج صادر می‌‌شود، طلاق بائن است و مرد در مدت عده، حق رجوع ندارد.

ادامه مطالب

مهریه

آیا طلب زن بابت مهریه پرداخت نشده، به ورثه متوفی منتقل می‌شود؟

اگر زن قبل از مطالبه مهریه از زوج فوت کند و مهریه او وجه رایج باشد، ورثه زن، استحقاق دریافت مهریه را دارند.

با فوت زوجه مهریه نیز به ورثه او منتقل می‌شود و اصل طلبی که زوجه بابت مهریه داشته طبق قاعده ارث به ورثه او انتقال پیدا خواهد کرد و هر یک از ورثه به نسبت سهم الارث خود از اصل دین، طلب خود را از شوهر متوفیه یا ماترک او مطالبه می‌کند.

ضمنا سهم بردن از دیه، ارتباطی با سهم بردن از مهریه ندارد.

ادامه مطالب

مستثنیات دین

مستثنیات دین که قابل توقیف نیستن:

منزل مسکونی که عرفاً در شأن محکومٌ‌علیه در حالت اعسار او باشد.

اثاثیه مورد نیاز زندگی که برای رفع حوائج ضروری محکومٌ‌علیه

آذوقه موجود به قدر احتیاج محکوم‌ٌعلیه

کتب و ابزار علمی و تحقیقاتی برای اهل علم و تحقیق متناسب با شأن آنها

وسایل و ابزار کار کسبه، پیشه‌وران، کشاورزان و…

تلفن مورد نیاز مدیون

مبلغی که در ضمن عقد اجاره به موجر پرداخت می‌شود، در حد متعارف

ادامه مطالب

طلاق در دوران بارداری

طلاق در زمان بارداری به چه صورت است ؟

طلاق در زمان بارداری ایرادی ندارد اما زن باید تا زمان به دنیا آمدن طفل حتی اگر بیشتر از زمان عده طلاق (سه ماه و ده روز) هم باشد عده نگه دارد یعنی اگر مثلا ماه اول بارداری جدا شدند زن تا زمان به دنیا آمدن طفل حق ازدواج مجدد ندارد هر چند زمان عده بیشتر از سه ماه و ده روز شود.

بچه هم تا هفت سال تحت حضانت مادر هست بعد از آن اگر دختر باشد تا نه سالگی و اگر پسر باشد تا پانزده سالگی تحت حضانت پدر میباشد، ضمنا نفقه زن هم در زمان بارداری به عهده شوهر میباشد.

ادامه مطالب

عدم تمکین زن از مرد

مواردی که زن می تواند از مرد تمکین نکند

مانع مشروع به آن قبیل عذر های شرعی و قانونی اطلاق می شود که زن با وجود آنها از انجام وظایف زوجیت معذور است ، مانند حیض و نفاس ، روزه واجب ، انجام هر گونه عمل واجبی که وقت ان مضیق باشد ، و یا کسالتی که پزشک او را از آمیزش ممنوع کرده است ، زن با داشتن موانع مشروع می تواند از تمکین خودداری و امتناع کند و این باعث از بین رفتن حق نفقه و سایر حقوق زن نخواهد بود و باعث نشوز او هم نمی شود .

ادامه مطالب

طلاق غیابی چیست ؟

در هر مرحله از رسیدگی به دعوا در دادگاه، دعوت‌نامه‌ای برای حضور طرفینِ دعوا ارسال می‌شود که به این دعوت‌نامه ابلاغیه می‌گویند. هرگاه ابلاغیه‌ مذکور اصلا به خوانده‌ی دعوا (یعنی شخصی که دعوا علیه او طرح شده) ابلاغ نشده باشد یا در محل سکونت وی به یکی از بستگانش تحویل داده شود و خوانده در نتیجه‌ی این ابلاغ در جلسه‌‌ی دادگاه حاضر نشود یا لایحه نیز نفرستاده باشد، چنانچه رأی به محکومیت وی صادر شود، رأیِ صادره غیابی محسوب می‌شود. راجع به موضوع خواسته‌ی طلاق هم این شرایط وجود دارد. چنانچه که خواهان طلاق، دادخواست طلاق بدهد و ابلاغیه‌ی زمان رسیدگی دادگاه، به دست خوانده نرسد یا به وی ابلاغ شده باشد و در دادگاه حاضر نشود و لایحه هم ندهد، چنانچه محکوم شود رأی صادره شده راجع به طلاق، غیابی محسوب می‌شود. خواهانِ طلاق می‌تواند هر کدام از زوج (مرد) یا زوجه (زن) باشد.

شرایط طلاق غیابی از طرف مرد

طبق قانون ایران، حقِ طلاق به مرد داده شده است و چه زن در دادگاه حاضر شود چه نشود حکم راجع به طلاق صادر می‌شود. اما اگر زن در دادگاه حضور نیابد و لایحه هم ندهد رأی صادره راجع به طلاق، غیابی می‌شود و زن در مهلت ۲۰ روز حق واخواهی دارد. به درخواست مرد امکان صدور رأی طلاق وجود دارد اما برای ثبت طلاق مرد باید حق و حقوقِ مالیِ زن که عبارت است از مهریه، اجرت المثل ایام زوجیت، نفقه‌ی ایام عده، نفقه‌ی معوقه (چنانچه که زوجه شرایط مطالبه داشته باشد و مطالبه نماید) و شرط تنصیف (نصف شدن) اموال درج شده در عقدنامه (به شرایط امضا و وجود شرایطش) را بپردازد که این موضوع در رأی دادگاه درج می‌شود.

شرایط طلاق غیابی از طرف زن

اگر دادخواست طلاق از طرف زوجه (زن) صادر شده باشد و دلیل موجه طلاق را هم دارا باشد و زوج با وجود ابلاغ، در دادگاه حضور نیابد و لایحه نفرستد و برگه‌ی ابلاغیه به خود شخص زوج داده نشده باشد، دادگاه رأی طلاق غیابی صادر می‌کند.

هرگاه زوج چهارسال تمام غایبِ مفقودالاثر باشد (یعنی غایب باشد و هیچ خبری از وی در دست نباشد) و زوجه دادخواست طلاق بدهد، محکمه سه نوبت آگهی -هریک به فاصله‌ی یک ماه- در جراید محل و یکی از جراید کثیرالانتشار محل تهران با هزینه‌ی خواهان منتشر می‌کند. پس از گذشتن یک سال از اولین آگهی چنانچه خبری از زنده بودن زوج نشود دادگاه حکم به موتِ فرضی زوج می‌دهد.

یکی دیگر از شرایطی که زن می‌تواند غیابی طلاق بگیرد نپرداختن نفقه توسط زوج در زمان ۶ماه است، حتی اگر خودداری مرد از دادن نفقه به دلیل تنگدستی و فقر وی باشد. ابتدا زن می‌تواند برای مطالبه‌‌ی نفقه به دادگاه مراجعه کند و در صورت عدم پرداخت نفقه از جانب مرد، می‌تواند دادخواست طلاق دهد. البته اگر زن در قبال شوهر تمکین نکند و از انجام تکالیف مقرره برایش بدون دلیل موجه امتناع ورزد ناشزه محسوب می‌شود و حق دریافت نفقه را نخواهد داشت.

درست است که حق طلاق برای مرد در نظر گرفته شده است اما زن می‌تواند برای خلاصی از زندگی پرمشقت و تحمل‌ناپذیر درخواست طلاق نماید و در صورت اثبات عُسر و حَرَج خود و احراز این شرایط توسط دادگاه، دادگاه رأی به طلاق صادر می‌کند.

عسر و حرج یعنی سختی و مشقتی که توان و تحمل ادامه‌ی زندگی برای زن وجود نداشته باشد. زن می‌تواند به با رجوع به دادگاه تقاضای طلاق نماید و دادگاه می‌تواند زوج را مجبور به طلاق کند. چنانچه اجبار میسر نباشد در این صورت حق طلاق از شکل انحصاری بودن آن برای مرد خارج می‌شود و به زن داده می‌شود و زوجه به اذنِ حاکمِ شرع طلاق داده می‌شود.

معیار تعیین عسر و حرج زن، عرف است که با توجه به شرایط روحی و اجتماعی زوجین و محیط و زمان و مکان تعیین می‌شود.

اما مصادیق عسر و حرج میان دادگاه‌های خانواده مورد اختلاف است و دامنه‌ی شمول عسر و حرج میان شعبات متفاوت است.

به همین دلیل یک تبصره به ماده‌ی ۱۱۳۰ قانون مدنی اضافه شد که موارد عسر و حرج را مشخص کرد.

مصادیق عسر و حرج

ماده‌ی ۱۱۳۰ قانون مدنی اینگونه مقرر می‌دارد:

درصورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می‌تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه می‌تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می‌شود.

موارد ذیل در صورت محرز شدن برای دادگاه از مصادیق عسر و حرج محسوب می‌شود:

ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماه متوالی یا ۹ ماه متناوب و در مدت یک سال بدون عذر موجه؛

اعتیاد زوج به یکی از مواد مخدر یا ابتلای وی به مشروبات الکلی که بر اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید یا پس از ترک، مجددا به مصرف مواد مذکور روی آورد بنا به درخواست زوجه طلاق انجام خواهد شد؛

محکومیت حتمی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر؛

ضرب و شتم یا هر گونه سوءِرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوج قابل تحمل نباشد؛

ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی یا ساری یا هر گونه عارضه صعب‌العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید؛

خودداری از آمیزش، بی‌اعتنایی و اهانت به همسر، ازدواج مجدد وفادار نبودن در زندگی زناشویی و ارتباط نامشروع هم می‌تواند از دیگر موارد عسر و حرج باشد.

البته در غیر این موارد، دادگاه‌ها با احراز زندگی پرمشقت و تحمل‌ناپذیرِ زن، می‌توانند حکم طلاق صادر نمایند.

البته اکثر قضات، سلیقه‌ای عمل می‌کنند. امکان دارد در شعبه‌ای مورد عسر و حرج یک زن، خیلی زود به نتیجه برسد و در شعبه‌ای دیگر همان مورد، برای قاضی مورد قبول نباشد.

زوجه بری اثبات ادعای عسر و حرج خود، شرایط زندگی مشترک زناشویی خود را در معرض تحلیل و قضاوت دادگاه قرار می‌دهد و باید توجیه و ثابت نماید که هر کسی با شرایط و وضعیت مشابه او قادر به ادامه‌ی زندگی مشترک نخواهد بود. در عمل اثبات این ادعا از مشکل‌ترین مواردی است که زن برای مطالبه‌ی طلاق با آن مواجه است. هر چند زوجه در صورت عسر و حرج باید دادخواستی علیه زوج تنظیم کند تا اثبات شرایط عسر و حرج خویش را تسهیل کند.

مطابق ماده‌ی ۱۱۱۹ قانون مدنی: طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با اقتضای عقد مزبور نباشد، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنماید. یعنی طرفین می‌توانند هر شرطی را که نامشروع و غیر قانونی نبوده و با شالوده و ذات عقد ازدواج در تعارض نباشد را در عقد نکاح شرط کنند. مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر، زنِ دیگری بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا علیه حیات زن سوءِ‌قصد کند یا سوءِ‌رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود، زن بتواند با مراجعه به دادگاه و اثبات شرایط حاصل شده، طلاق خود را بگیرد.

چنانچه مرد هر کدام از موارد شروط ضمن عقد یا همه‌ی آن را پذیرفته باشد، در صورت تخلف از هر کدام به زن حق می‌دهد که دادخواست طلاق بدهد. البته امکان اضافه نمودن شروط ضمن عقد توسط زن نیز وجود دارد. پس از درج این شروط در ضمن عقد، هرگاه مرد از آن عدول نماید، زن حق تقاضای طلاق دارد.

در مورد حق طلاق به این نکته باید توجه شود که زن فقط ضمن عقد نکاح یا در قراردادی مستقل می‌تواند از همسر خود وکالت در طلاق بگیرد که در این صورت، زن، وکیلِ شوهر خود برای اجرای طلاق می‌شود و پس از صدور حکم توسط دادگاه زن مطلقه می‌شود. بنابراین حتی اگر زن، از جانب شوهرِ خود وکالت در طلاق هم داشته باشد به این معنا نیست هر وقت بخواهد بتواند خود را مطلقه کند، با اینکه بدون حضور شوهر در دفتر ثبت طلاق، خودش وکیلِ شوهر می‌شود اما این امر مستلزم صدور حکم طلاق از طرف دادگاه است.

 

ادامه مطالب

طلاق رجعی چست ؟

طلاق رجعی نوعی از طلاق است که در مدت عده برای مرد حق رجوع وجود دارد. در ادامه با تعریف عده و رجوع آشنا خواهیم شد.

عده چیست؟

عده عبارت­ است از مدتی که تا پایان یافتن آن، زنی که عقد نکاح او منحل شده­ است، نمی‌تواند شوهر دیگری اختیار کند. به بیان ساده عده مدتی ­است که در آن زنی که از همسرش جدا شده برای اطمینان از نداشتن فرزندی از همسر خود (پاک بودن رحم خود) و احترام به رابطه‌ی زناشویی سابق، حق ازدواج مجدد را از دست می‌­دهد. این مدت با توجه به نوع پایان ازدواج (مرگ شوهر، فسخ نکاح یا طلاق)، نوع ازدواج (دائم یا موقت) و بارداری یا عدم بارداری زن متفاوت است که مختصرا به آنها اشاره می‌کنیم.

عده‌ی طلاق در عقد دائم ۳ طهر است. طهر در لغت به معنای پاکی است و به روزهای پاکی زن از حیض و نفاس ایام طهر می­‌گویند، بنابراین در عده‌ی طلاق، زن باید ۳ پاکی بر خود ببیند تا عده‌ی او به اتمام برسد. (حیض خونریزی ماهیانه زنان در ایام خاص و نفاس خونریزی بعد از فارغ شدن زن از بارداری است.)

عده‌ی زن حامله چه عقد موقت باشد چه دائم تا زمان وضع حمل است.

عده‌ی وفات چه در عقد دائم و چه در عقد موقت در هر حال ۴ ماه و ده روز است. مگر اینکه زن حامله باشد که در این صورت عده‌ی وفات تا زمان وضع حمل است.

عده‌ی طلاق رجعی چه آثار و احکامی دارد؟

عده‌ی طلاق رجعی (۳ طهر) مهلتی را در اختیار طرفین قرار می­‌دهد که به زندگی خود و فرزندان‌شان بیندیشند و از وقوع اتفاق‌های ناگوار در آینده جلوگیری کنند؛ به همین دلیل است که قانون­گذار به شوهر اجازه داده که در صورت پشیمانی از قطع رابطه‌ی زناشویی به همسر خود رجوع کند و اثر طلاق را از بین ­ببرد. قرآن کریم در آیه‌ی ۲۲۸ سوره بقره فلسفه‌ی عده را فراهم کردن امکان بازگشت شوهر به زن در طلاق رجعی بیان کرده ­است. در عده‌ی طلاق رجعی تمام آثار زوجیت برپاست و طرفین همچنان با یکدیگر محرم هستند و در صورتی که زن در هنگام عده با مردی ازدواج کند ازدواج آنان باطل است و در صورت عالم بودن از حکم عده، ازدواج و رابطه‌ی آنها با یکدیگر برای همیشه حرام می­‌شود. در این مدت شوهر باید به زن نفقه بدهد، و در صورت مرگ یکی، دیگری از او ارث می‌برد.

رجوع چیست و چه آثاری دارد؟

مراد از حق رجوع در طلاق رجعی آن است که مرد می‌­تواند در مدت عده بدون آنکه نیاز به عقد مجدد باشد با هر لفظ یا عملی به همسر خود بفهماند که او را مجددا به همسری خود پذیرفته ­است مشروط بر آنکه قصد رجوع داشته­ باشد. در واقع قانون­گذار ایران قصد رجوع را شرط اساسی در برقراری مجدد رابطه‌ی زناشویی قرار­داده تا امکان سوءِ­استفاده از زن مطلقه را از بین ­ببرد. و منظور از قصد­ رجوع آن است که مرد اراده‌ی واقعی مبنی بر از سر­گیری رابطه‌ی زناشویی و تشکیل مجدد خانواده‌ی خود را داشته باشد و بخواهد مجددا با همسر مطلقه‌ی خود زندگی ­کند. بنابراین اگر مرد قصد رجوع نداشته حتی اگر عملی انجام­ بدهد که نشان از رجوع باشد (مثل لمس کردن دست همسر خود یا بغل کردن وی) قانونا و بنابر نظر اکثر فقها رجوع واقع نشده ­است. علت اینکه در مدت عده‌ی طلاق رجعی، رجوع نیازمند عقد جدید نیست آن است که زن مطلقه‌ی رجعیه [در طلاق رجعی به زن مطلقه، مطلقه‌ی رجعیه گفته می‌شود] در در حکم زوجه است و تمام آثار زوجیت برپاست تا آنجا که قانون مدنی بیان کرده در عده‌ی طلاق رجعی زن حق نفقه دارد و مرد مکلف است نفقه‌ی زن خود را پرداخت کند و چنانچه از پرداخت نفقه امتناع کند زن قانونا می‌­تواند از او شکایت کند. (ترک انفاق جرم تلقی می‌شود و ۶ ماه تا دو سال حبس تعزیری دارد.)

مرد می‌­تواند به دو طریق به زن خود رجوع کند:

حرفی بزند و با همسر خود مصالحه کند مثل گفتن جمله‌ی دوستت دارم.

فعلی انجام­ بدهد که نشان از بازگشت به زندگی باشد، مثل آنکه دست همسر خود را بگیرد یا روسری او را از سر در­آورد.

ادامه مطالب