نیم عشر دولتی

نیم عشر دولتی چیست ؟

عنوانی است که دولت در ازای اجرای حکم از شما دریافت می کند. نیم عشر دولتی یعنی یک بیستم کل مبلغ مهریه.

پرداخت نیم عشر دولتی معمولا برای خانم ها سخت یا غیر ممکن است. چرا که مبلغ ریالی مهریه غالبا عددی نجومی و سنگین است. متذکر می شوم که نیم عشر دولتی با هزینه دادرسی که در اول طرح دعوا از شما درخواست می شود فرق دارد چرا که نیم عشر دولتی هزینه اجرای حکم است نه رسیدگی. لذا پس از قطعی شدن حکم و پس از درخواست اجرای حکم از شما مطالبه می شود.

ادامه مطالب

طلاق غیابی

طلاق غیابی بدون مرد

هرگاه دادگاه به تقاضای زن حکم طلاق را صادر نماید، چنانچه شوهر حسب اجرای حکم در دفتر طلاق حاضر نشود، دادگاه نماینده‌‌ای را به دفترخانه به نمایندگی از شوهر برای اجرای صیغه طلاق معرفی می‌‌نماید.

همچنین طلاقی که از طرف دادگاه به تقاضای زوجه به علت عسر و حرج صادر می‌‌شود، طلاق بائن است و مرد در مدت عده، حق رجوع ندارد.

ادامه مطالب

مهریه

آیا طلب زن بابت مهریه پرداخت نشده، به ورثه متوفی منتقل می‌شود؟

اگر زن قبل از مطالبه مهریه از زوج فوت کند و مهریه او وجه رایج باشد، ورثه زن، استحقاق دریافت مهریه را دارند.

با فوت زوجه مهریه نیز به ورثه او منتقل می‌شود و اصل طلبی که زوجه بابت مهریه داشته طبق قاعده ارث به ورثه او انتقال پیدا خواهد کرد و هر یک از ورثه به نسبت سهم الارث خود از اصل دین، طلب خود را از شوهر متوفیه یا ماترک او مطالبه می‌کند.

ضمنا سهم بردن از دیه، ارتباطی با سهم بردن از مهریه ندارد.

ادامه مطالب

مستثنیات دین

مستثنیات دین که قابل توقیف نیستن:

منزل مسکونی که عرفاً در شأن محکومٌ‌علیه در حالت اعسار او باشد.

اثاثیه مورد نیاز زندگی که برای رفع حوائج ضروری محکومٌ‌علیه

آذوقه موجود به قدر احتیاج محکوم‌ٌعلیه

کتب و ابزار علمی و تحقیقاتی برای اهل علم و تحقیق متناسب با شأن آنها

وسایل و ابزار کار کسبه، پیشه‌وران، کشاورزان و…

تلفن مورد نیاز مدیون

مبلغی که در ضمن عقد اجاره به موجر پرداخت می‌شود، در حد متعارف

ادامه مطالب

طلاق در دوران بارداری

طلاق در زمان بارداری به چه صورت است ؟

طلاق در زمان بارداری ایرادی ندارد اما زن باید تا زمان به دنیا آمدن طفل حتی اگر بیشتر از زمان عده طلاق (سه ماه و ده روز) هم باشد عده نگه دارد یعنی اگر مثلا ماه اول بارداری جدا شدند زن تا زمان به دنیا آمدن طفل حق ازدواج مجدد ندارد هر چند زمان عده بیشتر از سه ماه و ده روز شود.

بچه هم تا هفت سال تحت حضانت مادر هست بعد از آن اگر دختر باشد تا نه سالگی و اگر پسر باشد تا پانزده سالگی تحت حضانت پدر میباشد، ضمنا نفقه زن هم در زمان بارداری به عهده شوهر میباشد.

ادامه مطالب

عدم تمکین زن از مرد

مواردی که زن می تواند از مرد تمکین نکند

مانع مشروع به آن قبیل عذر های شرعی و قانونی اطلاق می شود که زن با وجود آنها از انجام وظایف زوجیت معذور است ، مانند حیض و نفاس ، روزه واجب ، انجام هر گونه عمل واجبی که وقت ان مضیق باشد ، و یا کسالتی که پزشک او را از آمیزش ممنوع کرده است ، زن با داشتن موانع مشروع می تواند از تمکین خودداری و امتناع کند و این باعث از بین رفتن حق نفقه و سایر حقوق زن نخواهد بود و باعث نشوز او هم نمی شود .

ادامه مطالب

طلاق غیابی چیست ؟

در هر مرحله از رسیدگی به دعوا در دادگاه، دعوت‌نامه‌ای برای حضور طرفینِ دعوا ارسال می‌شود که به این دعوت‌نامه ابلاغیه می‌گویند. هرگاه ابلاغیه‌ مذکور اصلا به خوانده‌ی دعوا (یعنی شخصی که دعوا علیه او طرح شده) ابلاغ نشده باشد یا در محل سکونت وی به یکی از بستگانش تحویل داده شود و خوانده در نتیجه‌ی این ابلاغ در جلسه‌‌ی دادگاه حاضر نشود یا لایحه نیز نفرستاده باشد، چنانچه رأی به محکومیت وی صادر شود، رأیِ صادره غیابی محسوب می‌شود. راجع به موضوع خواسته‌ی طلاق هم این شرایط وجود دارد. چنانچه که خواهان طلاق، دادخواست طلاق بدهد و ابلاغیه‌ی زمان رسیدگی دادگاه، به دست خوانده نرسد یا به وی ابلاغ شده باشد و در دادگاه حاضر نشود و لایحه هم ندهد، چنانچه محکوم شود رأی صادره شده راجع به طلاق، غیابی محسوب می‌شود. خواهانِ طلاق می‌تواند هر کدام از زوج (مرد) یا زوجه (زن) باشد.

شرایط طلاق غیابی از طرف مرد

طبق قانون ایران، حقِ طلاق به مرد داده شده است و چه زن در دادگاه حاضر شود چه نشود حکم راجع به طلاق صادر می‌شود. اما اگر زن در دادگاه حضور نیابد و لایحه هم ندهد رأی صادره راجع به طلاق، غیابی می‌شود و زن در مهلت ۲۰ روز حق واخواهی دارد. به درخواست مرد امکان صدور رأی طلاق وجود دارد اما برای ثبت طلاق مرد باید حق و حقوقِ مالیِ زن که عبارت است از مهریه، اجرت المثل ایام زوجیت، نفقه‌ی ایام عده، نفقه‌ی معوقه (چنانچه که زوجه شرایط مطالبه داشته باشد و مطالبه نماید) و شرط تنصیف (نصف شدن) اموال درج شده در عقدنامه (به شرایط امضا و وجود شرایطش) را بپردازد که این موضوع در رأی دادگاه درج می‌شود.

شرایط طلاق غیابی از طرف زن

اگر دادخواست طلاق از طرف زوجه (زن) صادر شده باشد و دلیل موجه طلاق را هم دارا باشد و زوج با وجود ابلاغ، در دادگاه حضور نیابد و لایحه نفرستد و برگه‌ی ابلاغیه به خود شخص زوج داده نشده باشد، دادگاه رأی طلاق غیابی صادر می‌کند.

هرگاه زوج چهارسال تمام غایبِ مفقودالاثر باشد (یعنی غایب باشد و هیچ خبری از وی در دست نباشد) و زوجه دادخواست طلاق بدهد، محکمه سه نوبت آگهی -هریک به فاصله‌ی یک ماه- در جراید محل و یکی از جراید کثیرالانتشار محل تهران با هزینه‌ی خواهان منتشر می‌کند. پس از گذشتن یک سال از اولین آگهی چنانچه خبری از زنده بودن زوج نشود دادگاه حکم به موتِ فرضی زوج می‌دهد.

یکی دیگر از شرایطی که زن می‌تواند غیابی طلاق بگیرد نپرداختن نفقه توسط زوج در زمان ۶ماه است، حتی اگر خودداری مرد از دادن نفقه به دلیل تنگدستی و فقر وی باشد. ابتدا زن می‌تواند برای مطالبه‌‌ی نفقه به دادگاه مراجعه کند و در صورت عدم پرداخت نفقه از جانب مرد، می‌تواند دادخواست طلاق دهد. البته اگر زن در قبال شوهر تمکین نکند و از انجام تکالیف مقرره برایش بدون دلیل موجه امتناع ورزد ناشزه محسوب می‌شود و حق دریافت نفقه را نخواهد داشت.

درست است که حق طلاق برای مرد در نظر گرفته شده است اما زن می‌تواند برای خلاصی از زندگی پرمشقت و تحمل‌ناپذیر درخواست طلاق نماید و در صورت اثبات عُسر و حَرَج خود و احراز این شرایط توسط دادگاه، دادگاه رأی به طلاق صادر می‌کند.

عسر و حرج یعنی سختی و مشقتی که توان و تحمل ادامه‌ی زندگی برای زن وجود نداشته باشد. زن می‌تواند به با رجوع به دادگاه تقاضای طلاق نماید و دادگاه می‌تواند زوج را مجبور به طلاق کند. چنانچه اجبار میسر نباشد در این صورت حق طلاق از شکل انحصاری بودن آن برای مرد خارج می‌شود و به زن داده می‌شود و زوجه به اذنِ حاکمِ شرع طلاق داده می‌شود.

معیار تعیین عسر و حرج زن، عرف است که با توجه به شرایط روحی و اجتماعی زوجین و محیط و زمان و مکان تعیین می‌شود.

اما مصادیق عسر و حرج میان دادگاه‌های خانواده مورد اختلاف است و دامنه‌ی شمول عسر و حرج میان شعبات متفاوت است.

به همین دلیل یک تبصره به ماده‌ی ۱۱۳۰ قانون مدنی اضافه شد که موارد عسر و حرج را مشخص کرد.

مصادیق عسر و حرج

ماده‌ی ۱۱۳۰ قانون مدنی اینگونه مقرر می‌دارد:

درصورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می‌تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه می‌تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می‌شود.

موارد ذیل در صورت محرز شدن برای دادگاه از مصادیق عسر و حرج محسوب می‌شود:

ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماه متوالی یا ۹ ماه متناوب و در مدت یک سال بدون عذر موجه؛

اعتیاد زوج به یکی از مواد مخدر یا ابتلای وی به مشروبات الکلی که بر اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید یا پس از ترک، مجددا به مصرف مواد مذکور روی آورد بنا به درخواست زوجه طلاق انجام خواهد شد؛

محکومیت حتمی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر؛

ضرب و شتم یا هر گونه سوءِرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوج قابل تحمل نباشد؛

ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی یا ساری یا هر گونه عارضه صعب‌العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید؛

خودداری از آمیزش، بی‌اعتنایی و اهانت به همسر، ازدواج مجدد وفادار نبودن در زندگی زناشویی و ارتباط نامشروع هم می‌تواند از دیگر موارد عسر و حرج باشد.

البته در غیر این موارد، دادگاه‌ها با احراز زندگی پرمشقت و تحمل‌ناپذیرِ زن، می‌توانند حکم طلاق صادر نمایند.

البته اکثر قضات، سلیقه‌ای عمل می‌کنند. امکان دارد در شعبه‌ای مورد عسر و حرج یک زن، خیلی زود به نتیجه برسد و در شعبه‌ای دیگر همان مورد، برای قاضی مورد قبول نباشد.

زوجه بری اثبات ادعای عسر و حرج خود، شرایط زندگی مشترک زناشویی خود را در معرض تحلیل و قضاوت دادگاه قرار می‌دهد و باید توجیه و ثابت نماید که هر کسی با شرایط و وضعیت مشابه او قادر به ادامه‌ی زندگی مشترک نخواهد بود. در عمل اثبات این ادعا از مشکل‌ترین مواردی است که زن برای مطالبه‌ی طلاق با آن مواجه است. هر چند زوجه در صورت عسر و حرج باید دادخواستی علیه زوج تنظیم کند تا اثبات شرایط عسر و حرج خویش را تسهیل کند.

مطابق ماده‌ی ۱۱۱۹ قانون مدنی: طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با اقتضای عقد مزبور نباشد، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنماید. یعنی طرفین می‌توانند هر شرطی را که نامشروع و غیر قانونی نبوده و با شالوده و ذات عقد ازدواج در تعارض نباشد را در عقد نکاح شرط کنند. مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر، زنِ دیگری بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا علیه حیات زن سوءِ‌قصد کند یا سوءِ‌رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود، زن بتواند با مراجعه به دادگاه و اثبات شرایط حاصل شده، طلاق خود را بگیرد.

چنانچه مرد هر کدام از موارد شروط ضمن عقد یا همه‌ی آن را پذیرفته باشد، در صورت تخلف از هر کدام به زن حق می‌دهد که دادخواست طلاق بدهد. البته امکان اضافه نمودن شروط ضمن عقد توسط زن نیز وجود دارد. پس از درج این شروط در ضمن عقد، هرگاه مرد از آن عدول نماید، زن حق تقاضای طلاق دارد.

در مورد حق طلاق به این نکته باید توجه شود که زن فقط ضمن عقد نکاح یا در قراردادی مستقل می‌تواند از همسر خود وکالت در طلاق بگیرد که در این صورت، زن، وکیلِ شوهر خود برای اجرای طلاق می‌شود و پس از صدور حکم توسط دادگاه زن مطلقه می‌شود. بنابراین حتی اگر زن، از جانب شوهرِ خود وکالت در طلاق هم داشته باشد به این معنا نیست هر وقت بخواهد بتواند خود را مطلقه کند، با اینکه بدون حضور شوهر در دفتر ثبت طلاق، خودش وکیلِ شوهر می‌شود اما این امر مستلزم صدور حکم طلاق از طرف دادگاه است.

 

ادامه مطالب

طلاق رجعی چست ؟

طلاق رجعی نوعی از طلاق است که در مدت عده برای مرد حق رجوع وجود دارد. در ادامه با تعریف عده و رجوع آشنا خواهیم شد.

عده چیست؟

عده عبارت­ است از مدتی که تا پایان یافتن آن، زنی که عقد نکاح او منحل شده­ است، نمی‌تواند شوهر دیگری اختیار کند. به بیان ساده عده مدتی ­است که در آن زنی که از همسرش جدا شده برای اطمینان از نداشتن فرزندی از همسر خود (پاک بودن رحم خود) و احترام به رابطه‌ی زناشویی سابق، حق ازدواج مجدد را از دست می‌­دهد. این مدت با توجه به نوع پایان ازدواج (مرگ شوهر، فسخ نکاح یا طلاق)، نوع ازدواج (دائم یا موقت) و بارداری یا عدم بارداری زن متفاوت است که مختصرا به آنها اشاره می‌کنیم.

عده‌ی طلاق در عقد دائم ۳ طهر است. طهر در لغت به معنای پاکی است و به روزهای پاکی زن از حیض و نفاس ایام طهر می­‌گویند، بنابراین در عده‌ی طلاق، زن باید ۳ پاکی بر خود ببیند تا عده‌ی او به اتمام برسد. (حیض خونریزی ماهیانه زنان در ایام خاص و نفاس خونریزی بعد از فارغ شدن زن از بارداری است.)

عده‌ی زن حامله چه عقد موقت باشد چه دائم تا زمان وضع حمل است.

عده‌ی وفات چه در عقد دائم و چه در عقد موقت در هر حال ۴ ماه و ده روز است. مگر اینکه زن حامله باشد که در این صورت عده‌ی وفات تا زمان وضع حمل است.

عده‌ی طلاق رجعی چه آثار و احکامی دارد؟

عده‌ی طلاق رجعی (۳ طهر) مهلتی را در اختیار طرفین قرار می­‌دهد که به زندگی خود و فرزندان‌شان بیندیشند و از وقوع اتفاق‌های ناگوار در آینده جلوگیری کنند؛ به همین دلیل است که قانون­گذار به شوهر اجازه داده که در صورت پشیمانی از قطع رابطه‌ی زناشویی به همسر خود رجوع کند و اثر طلاق را از بین ­ببرد. قرآن کریم در آیه‌ی ۲۲۸ سوره بقره فلسفه‌ی عده را فراهم کردن امکان بازگشت شوهر به زن در طلاق رجعی بیان کرده ­است. در عده‌ی طلاق رجعی تمام آثار زوجیت برپاست و طرفین همچنان با یکدیگر محرم هستند و در صورتی که زن در هنگام عده با مردی ازدواج کند ازدواج آنان باطل است و در صورت عالم بودن از حکم عده، ازدواج و رابطه‌ی آنها با یکدیگر برای همیشه حرام می­‌شود. در این مدت شوهر باید به زن نفقه بدهد، و در صورت مرگ یکی، دیگری از او ارث می‌برد.

رجوع چیست و چه آثاری دارد؟

مراد از حق رجوع در طلاق رجعی آن است که مرد می‌­تواند در مدت عده بدون آنکه نیاز به عقد مجدد باشد با هر لفظ یا عملی به همسر خود بفهماند که او را مجددا به همسری خود پذیرفته ­است مشروط بر آنکه قصد رجوع داشته­ باشد. در واقع قانون­گذار ایران قصد رجوع را شرط اساسی در برقراری مجدد رابطه‌ی زناشویی قرار­داده تا امکان سوءِ­استفاده از زن مطلقه را از بین ­ببرد. و منظور از قصد­ رجوع آن است که مرد اراده‌ی واقعی مبنی بر از سر­گیری رابطه‌ی زناشویی و تشکیل مجدد خانواده‌ی خود را داشته باشد و بخواهد مجددا با همسر مطلقه‌ی خود زندگی ­کند. بنابراین اگر مرد قصد رجوع نداشته حتی اگر عملی انجام­ بدهد که نشان از رجوع باشد (مثل لمس کردن دست همسر خود یا بغل کردن وی) قانونا و بنابر نظر اکثر فقها رجوع واقع نشده ­است. علت اینکه در مدت عده‌ی طلاق رجعی، رجوع نیازمند عقد جدید نیست آن است که زن مطلقه‌ی رجعیه [در طلاق رجعی به زن مطلقه، مطلقه‌ی رجعیه گفته می‌شود] در در حکم زوجه است و تمام آثار زوجیت برپاست تا آنجا که قانون مدنی بیان کرده در عده‌ی طلاق رجعی زن حق نفقه دارد و مرد مکلف است نفقه‌ی زن خود را پرداخت کند و چنانچه از پرداخت نفقه امتناع کند زن قانونا می‌­تواند از او شکایت کند. (ترک انفاق جرم تلقی می‌شود و ۶ ماه تا دو سال حبس تعزیری دارد.)

مرد می‌­تواند به دو طریق به زن خود رجوع کند:

حرفی بزند و با همسر خود مصالحه کند مثل گفتن جمله‌ی دوستت دارم.

فعلی انجام­ بدهد که نشان از بازگشت به زندگی باشد، مثل آنکه دست همسر خود را بگیرد یا روسری او را از سر در­آورد.

ادامه مطالب

طلاق بائن چیست ؟ و آثار آن به چه صورت است ؟

 

طلاق بائن آن است که در مدت عده برای مرد حق رجوع وجود ندارد. بنابراین رابطه‌ی زوجیت قطع شده و زن در حکم زوجه نیست، زن و مرد بر هم حرام می‌­گردند، زن حق نفقه ندارد و چنانچه یکی از طرفین در مدت عده فوت کند دیگری از او ارث نمی‌­برد. و اگر مرد بخواهد مجددا با آن زن ازدواج کند باید عقد جدیدی جاری شود.

در چه مواردی طلاق بائن محقق می­‌شود؟

ماده‌ی ۱۱۴۵ قانون مدنی بیان می­‌کند که در موراد زیر طلاق بائن است:

۱. طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود (طلاق باکره یا غیرمدخوله)؛

۲. طلاق زن یائسه (یائسگی دوره­‌ای طبیعی در زندگی زنان است که در آن خونریزی ماهیانه برای همیشه متوقف می‌شود و آنان دیگر قادر به بچه‌دار شدن نخواهند بود. یائسگی معمولا در حدود سن ۴۵ تا ۵۵ سالگی آغاز می‌شود)؛

۳. طلاق خلع و مُبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد؛

طلاق خلع آن است که زن به واسطه‌ی کراهتی (تنفری) که از همسر خود دارد حاضر است مالی به او بدهد و در مقابل بخشش این مال از همسر خود جدا شود اعم از آنکه این مال عین مهریه، معادل مهریه، کمتر یا بیشتر از مهریه باشد. در واقع طلاق خلع از این جهت بائن محسوب می­‌شود که زن با بذل (بخشش) تمام یا قسمتی از مهریه‌ی خود حق رجوع مرد را از بین می‌­برد و اگر از آن بخشش خود رجوع نماید و بخواهد مالی که به همسر خود داده را پس بگیرد طلاق بائن تبدیل به طلاق رجعی خواهد شد و مرد در دوران عده حق رجوع خواهد­ داشت.

در طلاق مُبارات کراهت از هر دو طرف است به این شکل که هم مرد از زن خود متنفر است و هم زن از شوهر خود؛ به حدی که ادامه‌ی این زندگی برای هر دو مشکل و غیرقابل تحمل است. در طلاق مُبارات نیز زن مقداری از مهر خود را می‌­بخشد. اما این مقدار بخشش نمی­‌تواند مازاد بر مهریه او باشد به این دلیل که مرد نیز از زن خود کراهت دارد و می­‌خواهد این رابطه به پایان برسد.

۴. سومین طلاقی که بعد از سه وصلت متوالی به عمل­ آید، اعم از آنکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید؛

توضیح آنکه چنانچه مردی ۳ بار با یک زن ازدواج نماید یعنی بعد از اولین ازدواج خود از وی طلاق بگیرد، مجددا با همان زن ازدواج کند، دوباره طلاق بگیرد، و برای بار سوم با او ازدواج کند و برای سومین بار طلاق بگیرد در این صورت طلاق سوم طلاق بائن محسوب می­‌شود و دیگر امکان رجوع در مدت عده برای همسر وجود نخواهد­ داشت، زن و مرد بر هم حرام می­‌گردند و مرد درصورتی می‌­تواند با همان زن ازدواج ­کند که زن با مرد دیگری ازدواج کند و با او رابطه‌ی زناشویی برقرار کند و بعد مطلقه گردد و این ازدواج نیازمند عقد صحیح و قانونی است. در این صورت ازدواج زن با همسر اول خود حلال می‌­شود.

۵. پنجمین مورد طلاق بائن، طلاق در صورت عسر و حرج زن است. قانون می­‌گوید اختیار طلاق با مرد است و مرد هر­ زمان که بخواهد می­‌تواند زن خود را طلاق بدهد، اما زن چنین حقی ندارد. مگر اینکه از همسر خود وکالت در طلاق داشته ­باشد یا بتواند در محضر قاضی ثابت کند در عسر­و­حرج قرار دارد. در این صورت می­‌تواند از همسر خود طلاق بگیرد و این طلاق بائن است.

مفهوم عسر­و­حرج چیست؟

عسر و حرج به معنی سختی و مشقت است و اصطلاحا حالتی را در بر­می‌­گیرد که زن از ادامه‌ی زندگی با همسر خود عاجز و ناتوان­ شده و تحمل آن زندگی برای او غیرممکن­ است و هر­طور شده می­‌خواهد از همسر خود طلاق­ بگیرد. عسر­و­حرج در ماده‌ی ۱۱۳۰ قانون مدنی و تبصره‌های آن بیان ­شده که زن می‌­تواند با اثبات یکی از آنها در دادگاه از همسر خود جدا ­شود و این جدایی طلاق بائن محسوب می­‌شود و در مدت عده برای مرد حق رجوع وجود نخواهد د­اشت.

در طلاق به علت عسر­و­حرج زن با مراجعه به دادگاه خانواده علت عسرو­حرج را بیان­ می‌کند و با ­اثبات آن از دادگاه درخواست طلاق می­‌نماید. دادگاه در صورتی که عسر­و­حرج را ثابت بداند مرد را ملزم می‌­کند که به علت شرایط مشقت‌­باری که برای همسر خود فراهم ­کرده او را طلاق بدهد و چنانچه اجبار مرد ممکن نباشد زوجه با اذن قاضی و با حکم دادگاه طلاق داده می‌­شود.

چه مواردی عسرو­­حرج تلقی می‌­شود؟

۱. ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماه‌ متوالی (یعنی مرد پشت سر هم به مدت ۶ ماه حضور نداشته­ باشد) يا ۹ ماه متناوب در مدت يک سال بدون عذر­ موجه‌ (یعنی مرد ۹ ماه از ۱۲ ماه سال حضور نداشته باشد)؛

۲. اعتياد زوج به يکی از انواع مواد مخدر يا ابتلای وی به‌ مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد­ آورد؛

۳. محکوميت قطعی زوج به حبس پنج سال يا بيشتر؛

۴. ضرب­‌وشتم يا هر­گونه سوء­رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه‌ به وضعيت زوجه قابل تحمل نباشد؛

۵. ابتلای زوج به بيماری‌های صعب‌­العلاج روانی يا هرعارضه‌ی صعب‌­العلاج ديگری که زندگی مشترک را مختل کند. (مراد از بیماری صعب­‌العلاج آن دسته از بیماری‌­هاست که به آسانی درمان نشوند و معالجه‌ی دشواری داشته‌ ­باشند.)

لازم به توضیح است که موارد ذکر شده در این ماده تمثیلی است و اگر زن به دلایلی غیر از موارد بیان شده در قانون در عسر­و­حرج و سختی باشد می‌­تواند با اثبات آن در محضر دادگاه درخواست طلاق کند.

تفاوت طلاق خلع و طلاق به علت عسر­و­حرج زن چیست؟

بین طلاق خلع با طلاق ناشی از عسروحرج تفاوت وجود دارد. در طلاق خلع، زن به واسطه‌ی کراهتی که از شوهر دارد در مقابل مالی که به وی می‌دهد طلاق می‌گیرد، صدور حکم و اجرای صیغه‌ی طلاق خلع بدون رضایت مرد و صرفا به تقاضای زن، فاقد وجاهت شرعی و قانونی است؛ زیرا مرد باید بذل و بخشش زن را بپذیرد و حاضر باشد در قبال آن بخشش زن خود را طلاق بدهد و چنانچه مرد قبل از اجرای صیغه‌ی طلاق با رد آنچه که بذل شده از طلاق همسر خود منصرف شود نمی‌توان زن را مطلقه نمود و نیز اگر زن در مدت عده به آنچه بذل نموده رجوع کند طلاق خلع تبدیل به طلاق رجعی می‌شود و مرد نیز می‌تواند و حق دارد که به زن رجوع کند، ولی طلاقی که به علت عسروحرج زن باشد باعث صدور حکمِ اجبارِ مرد به طلاق می­‌شود بدون آنکه به بخشش مالی از طرف زن نیاز باشد. بنابراین نیازی به بذل مال از ناحیه‌ی زن نیست که موضوع پذیرش یا عدم­ پذیرش آن توسط مرد پیش بیاید، در این حالت چنانچه مرد حاضر به طلاق نشود دادگاه می‌تواند او را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار ممکن نباشد، زن به اذن قاضی و با حکم دادگاه طلاق داده می‌شود. طلاق به علت عسر و حرج زن، بائن است و به هیچ وجه برای مرد حق رجوع نیست.

به بیان ساده‌تر در طلاق خلع اگر زن به بخشش خود رجوع نماید طلاق بائن تبدیل به طلاق رجعی می­‌شود و برای مرد حق رجوع در مدت عده حاصل می­‌شود اما طلاق به واسطه‌ی عسر­و­حرج زن قطعی و لازم­‌الاجراست و مرد به هیچ وجه حق رجوع ندارد.

ادامه مطالب