طلاق بائن آن است که در مدت عده برای مرد حق رجوع وجود ندارد. بنابراین رابطه‌ی زوجیت قطع شده و زن در حکم زوجه نیست، زن و مرد بر هم حرام می‌­گردند، زن حق نفقه ندارد و چنانچه یکی از طرفین در مدت عده فوت کند دیگری از او ارث نمی‌­برد. و اگر مرد بخواهد مجددا با آن زن ازدواج کند باید عقد جدیدی جاری شود.

در چه مواردی طلاق بائن محقق می­‌شود؟

ماده‌ی ۱۱۴۵ قانون مدنی بیان می­‌کند که در موراد زیر طلاق بائن است:

۱. طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود (طلاق باکره یا غیرمدخوله)؛

۲. طلاق زن یائسه (یائسگی دوره­‌ای طبیعی در زندگی زنان است که در آن خونریزی ماهیانه برای همیشه متوقف می‌شود و آنان دیگر قادر به بچه‌دار شدن نخواهند بود. یائسگی معمولا در حدود سن ۴۵ تا ۵۵ سالگی آغاز می‌شود)؛

۳. طلاق خلع و مُبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد؛

طلاق خلع آن است که زن به واسطه‌ی کراهتی (تنفری) که از همسر خود دارد حاضر است مالی به او بدهد و در مقابل بخشش این مال از همسر خود جدا شود اعم از آنکه این مال عین مهریه، معادل مهریه، کمتر یا بیشتر از مهریه باشد. در واقع طلاق خلع از این جهت بائن محسوب می­‌شود که زن با بذل (بخشش) تمام یا قسمتی از مهریه‌ی خود حق رجوع مرد را از بین می‌­برد و اگر از آن بخشش خود رجوع نماید و بخواهد مالی که به همسر خود داده را پس بگیرد طلاق بائن تبدیل به طلاق رجعی خواهد شد و مرد در دوران عده حق رجوع خواهد­ داشت.

در طلاق مُبارات کراهت از هر دو طرف است به این شکل که هم مرد از زن خود متنفر است و هم زن از شوهر خود؛ به حدی که ادامه‌ی این زندگی برای هر دو مشکل و غیرقابل تحمل است. در طلاق مُبارات نیز زن مقداری از مهر خود را می‌­بخشد. اما این مقدار بخشش نمی­‌تواند مازاد بر مهریه او باشد به این دلیل که مرد نیز از زن خود کراهت دارد و می­‌خواهد این رابطه به پایان برسد.

۴. سومین طلاقی که بعد از سه وصلت متوالی به عمل­ آید، اعم از آنکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید؛

توضیح آنکه چنانچه مردی ۳ بار با یک زن ازدواج نماید یعنی بعد از اولین ازدواج خود از وی طلاق بگیرد، مجددا با همان زن ازدواج کند، دوباره طلاق بگیرد، و برای بار سوم با او ازدواج کند و برای سومین بار طلاق بگیرد در این صورت طلاق سوم طلاق بائن محسوب می­‌شود و دیگر امکان رجوع در مدت عده برای همسر وجود نخواهد­ داشت، زن و مرد بر هم حرام می­‌گردند و مرد درصورتی می‌­تواند با همان زن ازدواج ­کند که زن با مرد دیگری ازدواج کند و با او رابطه‌ی زناشویی برقرار کند و بعد مطلقه گردد و این ازدواج نیازمند عقد صحیح و قانونی است. در این صورت ازدواج زن با همسر اول خود حلال می‌­شود.

۵. پنجمین مورد طلاق بائن، طلاق در صورت عسر و حرج زن است. قانون می­‌گوید اختیار طلاق با مرد است و مرد هر­ زمان که بخواهد می­‌تواند زن خود را طلاق بدهد، اما زن چنین حقی ندارد. مگر اینکه از همسر خود وکالت در طلاق داشته ­باشد یا بتواند در محضر قاضی ثابت کند در عسر­و­حرج قرار دارد. در این صورت می­‌تواند از همسر خود طلاق بگیرد و این طلاق بائن است.

مفهوم عسر­و­حرج چیست؟

عسر و حرج به معنی سختی و مشقت است و اصطلاحا حالتی را در بر­می‌­گیرد که زن از ادامه‌ی زندگی با همسر خود عاجز و ناتوان­ شده و تحمل آن زندگی برای او غیرممکن­ است و هر­طور شده می­‌خواهد از همسر خود طلاق­ بگیرد. عسر­و­حرج در ماده‌ی ۱۱۳۰ قانون مدنی و تبصره‌های آن بیان ­شده که زن می‌­تواند با اثبات یکی از آنها در دادگاه از همسر خود جدا ­شود و این جدایی طلاق بائن محسوب می­‌شود و در مدت عده برای مرد حق رجوع وجود نخواهد د­اشت.

در طلاق به علت عسر­و­حرج زن با مراجعه به دادگاه خانواده علت عسرو­حرج را بیان­ می‌کند و با ­اثبات آن از دادگاه درخواست طلاق می­‌نماید. دادگاه در صورتی که عسر­و­حرج را ثابت بداند مرد را ملزم می‌­کند که به علت شرایط مشقت‌­باری که برای همسر خود فراهم ­کرده او را طلاق بدهد و چنانچه اجبار مرد ممکن نباشد زوجه با اذن قاضی و با حکم دادگاه طلاق داده می‌­شود.

چه مواردی عسرو­­حرج تلقی می‌­شود؟

۱. ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماه‌ متوالی (یعنی مرد پشت سر هم به مدت ۶ ماه حضور نداشته­ باشد) يا ۹ ماه متناوب در مدت يک سال بدون عذر­ موجه‌ (یعنی مرد ۹ ماه از ۱۲ ماه سال حضور نداشته باشد)؛

۲. اعتياد زوج به يکی از انواع مواد مخدر يا ابتلای وی به‌ مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد­ آورد؛

۳. محکوميت قطعی زوج به حبس پنج سال يا بيشتر؛

۴. ضرب­‌وشتم يا هر­گونه سوء­رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه‌ به وضعيت زوجه قابل تحمل نباشد؛

۵. ابتلای زوج به بيماری‌های صعب‌­العلاج روانی يا هرعارضه‌ی صعب‌­العلاج ديگری که زندگی مشترک را مختل کند. (مراد از بیماری صعب­‌العلاج آن دسته از بیماری‌­هاست که به آسانی درمان نشوند و معالجه‌ی دشواری داشته‌ ­باشند.)

لازم به توضیح است که موارد ذکر شده در این ماده تمثیلی است و اگر زن به دلایلی غیر از موارد بیان شده در قانون در عسر­و­حرج و سختی باشد می‌­تواند با اثبات آن در محضر دادگاه درخواست طلاق کند.

تفاوت طلاق خلع و طلاق به علت عسر­و­حرج زن چیست؟

بین طلاق خلع با طلاق ناشی از عسروحرج تفاوت وجود دارد. در طلاق خلع، زن به واسطه‌ی کراهتی که از شوهر دارد در مقابل مالی که به وی می‌دهد طلاق می‌گیرد، صدور حکم و اجرای صیغه‌ی طلاق خلع بدون رضایت مرد و صرفا به تقاضای زن، فاقد وجاهت شرعی و قانونی است؛ زیرا مرد باید بذل و بخشش زن را بپذیرد و حاضر باشد در قبال آن بخشش زن خود را طلاق بدهد و چنانچه مرد قبل از اجرای صیغه‌ی طلاق با رد آنچه که بذل شده از طلاق همسر خود منصرف شود نمی‌توان زن را مطلقه نمود و نیز اگر زن در مدت عده به آنچه بذل نموده رجوع کند طلاق خلع تبدیل به طلاق رجعی می‌شود و مرد نیز می‌تواند و حق دارد که به زن رجوع کند، ولی طلاقی که به علت عسروحرج زن باشد باعث صدور حکمِ اجبارِ مرد به طلاق می­‌شود بدون آنکه به بخشش مالی از طرف زن نیاز باشد. بنابراین نیازی به بذل مال از ناحیه‌ی زن نیست که موضوع پذیرش یا عدم­ پذیرش آن توسط مرد پیش بیاید، در این حالت چنانچه مرد حاضر به طلاق نشود دادگاه می‌تواند او را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار ممکن نباشد، زن به اذن قاضی و با حکم دادگاه طلاق داده می‌شود. طلاق به علت عسر و حرج زن، بائن است و به هیچ وجه برای مرد حق رجوع نیست.

به بیان ساده‌تر در طلاق خلع اگر زن به بخشش خود رجوع نماید طلاق بائن تبدیل به طلاق رجعی می­‌شود و برای مرد حق رجوع در مدت عده حاصل می­‌شود اما طلاق به واسطه‌ی عسر­و­حرج زن قطعی و لازم­‌الاجراست و مرد به هیچ وجه حق رجوع ندارد.

ادامه مطالب